ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

72

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

( 62142 - 62130 ) هشتم : عبارت امام ( ع ) : وتلافيك ( جبران كردن تو ) ، تا كلمهء ، منطقك ( حرف زدن تو ) ، هشدارى است بر لزوم برترى دادن وترجيح خاموشى بر پرگويى . به صورت قياس مضمرى كه اين عبارت صغراى قياس است ، توضيح آن كه خاموشى بسيار هر چند كه مستلزم خطا باشد مانند دم‌فروبستن از گفتن آنچه كه سزاوار گفتن است چون سخنان حكمت آميز ويا سخنى كه پاره‌اى از مصالح را در پى دارد وليكن بيشتر أوقات ممكن است آن را با سخن بموقع جبران كرد ، امّا خطاى پرگويى را براستى كه نمىشود جبران كرد ، واگر امكان داشته باشد ، در نهايت دشوارى خواهد بود . از اين رو ، جبران خاموشى مفرط وزيان آن به وسيلهء گفتار ، آسانتر از جبران زيان پرگويى است . به دليل زيادى خطا در گفتار است كه مردم در مذمّت پرگويى وستايش خاموشى سخنان بسيارى گفته‌اند . كلمهء المنطق ( سخن گفتن ) احتمال دارد ، مصدر ميمى باشد ، در آن صورت ، من براي بيان جنس خواهد بود . وممكن است اسم مكان يعنى جاى سخن گفتن باشد كه در آنجا كلمهء من براي ابتداى غايت در مكان خواهد بود . ودر حقيقت كبراى قياس چنين است : هر چه كه آسانتر است براي تو شايسته‌تر است . ونتيجهء قياس آن است كه جبران سكوت براي تو شايسته‌تر است ، واين خود مستلزم رجحان وبرترى خاموشى است . ( 62149 - 62143 ) نهم : أو را متوجّه ساخته بر حفظ مالي كه در دست دارد ، آن نوع حفظ ونگهدارى كه شايسته است ، وآن عبارت از حدّ وسط بين اسراف وبخل وپستى است . واين عبارت نيز در حقيقت صغراى قياس مضمر است ، وتقدير كبرا چنين است : وهر چه نزد من محبوبتر است نسبت به درخواست تو از مال ديگران ، پس آن براي تو شايسته‌تر است . ( 62170 - 62150 ) دهم : أو را بر برترى وفضيلت بريدن طمع ونوميدى از آنچه در دست مردم است ، متوجّه ساخته است با قياس مضمرى كه صغراى قياس ، عبارت